مرا بخاطر خواهی آورد
مرا بخاطر خواهی آورد
روزی که دیگر
گرمی و نور نیست
وقتی که اولین برف زمستانی
پنجره ارغوانی
نگاهت را سفید میکند...
از پشت شیشه ها
بر پیچک های باغچه
خیره می شوی
و در خوابی عمیق
آفتاب را در فراسوی افق
خواهی سرود...
زیباترین حرفایت را به باران بگو
شاید؛
آبستن بوسه ای باشد...
روزی که دیگر
گرمی و نور نیست
وقتی که اولین برف زمستانی
پنجره ارغوانی
نگاهت را سفید میکند...
از پشت شیشه ها
بر پیچک های باغچه
خیره می شوی
و در خوابی عمیق
آفتاب را در فراسوی افق
خواهی سرود...
زیباترین حرفایت را به باران بگو
شاید؛
آبستن بوسه ای باشد...
- ۱.۱k
- ۳۱ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط