پارت
پارت 31🌼
(دوماه بعد )
ایلین: از خواب پاشدم امروز خیلی خوشحال بودم امروز دوماه میگذره که دارم اهنگ میخونم شوگا داره اولین اهنگمو مینویسه و امروز هم قراره خانوادم از ایران بیان کره
عشقم پاشو پاشو
شوگا: چیشده خوابم میاد هووف
ایلین: عشقم پاشو الان باید بریم فرودگاه دنبال مامان بابام
شوگا: هووم بیا تو بغلم اووف چقدر فنچی عشقم
ایلین: خوب عشقم دیگه بسه هنوز جای اون مارک که گذاشتی نرفته اگه مامان بابام ببینن چی
شوگا: فدای سرت بیا بریم
ایلین: تهیونگ الان بیداری شدی
تهیونگ: من سه ساعته بیدارم دارم اون متنی رو که بهم دادی حفظ میکنم از دوماه پیش قراره لایو بزارم برای ارمی های ایران اما نمیشه
ایلین: اووخددا خوب تو تمرین کن تا منم کارا رو کنم بریم دنبال مامانم اینا
تهیونگ: عه راستی مامان بابات اینا هم میان خوب یه کلمه فارسی بگو مخ اونا رو هم بزنم
ایلین: عه اینجوره اهممم پس بهشون بگو.
جونگکوک: بگو کوئنی.
تهیونگ: خوب این کلمه کوئنی یعنی چی
ایلین: نه نه اینو نگی یااا
جونگکوک: نه بگو حرف خوبی هست یعنی خوش امدین
ایلین: جونگکوک میخوای ابروشی ببری کوئنی یعنی کسی که کارای بددمیکنه
تهیونگ: جونگکوک حسابتو میرسم تو اینو کجا یاد گرفتی
جونگکوک: راستش وقتی ایلین با دختر عمش حرف میزد فهمیدم
ایلین: حالا ولش بیاین بریم صبحونه بخوریم...
(دوماه بعد )
ایلین: از خواب پاشدم امروز خیلی خوشحال بودم امروز دوماه میگذره که دارم اهنگ میخونم شوگا داره اولین اهنگمو مینویسه و امروز هم قراره خانوادم از ایران بیان کره
عشقم پاشو پاشو
شوگا: چیشده خوابم میاد هووف
ایلین: عشقم پاشو الان باید بریم فرودگاه دنبال مامان بابام
شوگا: هووم بیا تو بغلم اووف چقدر فنچی عشقم
ایلین: خوب عشقم دیگه بسه هنوز جای اون مارک که گذاشتی نرفته اگه مامان بابام ببینن چی
شوگا: فدای سرت بیا بریم
ایلین: تهیونگ الان بیداری شدی
تهیونگ: من سه ساعته بیدارم دارم اون متنی رو که بهم دادی حفظ میکنم از دوماه پیش قراره لایو بزارم برای ارمی های ایران اما نمیشه
ایلین: اووخددا خوب تو تمرین کن تا منم کارا رو کنم بریم دنبال مامانم اینا
تهیونگ: عه راستی مامان بابات اینا هم میان خوب یه کلمه فارسی بگو مخ اونا رو هم بزنم
ایلین: عه اینجوره اهممم پس بهشون بگو.
جونگکوک: بگو کوئنی.
تهیونگ: خوب این کلمه کوئنی یعنی چی
ایلین: نه نه اینو نگی یااا
جونگکوک: نه بگو حرف خوبی هست یعنی خوش امدین
ایلین: جونگکوک میخوای ابروشی ببری کوئنی یعنی کسی که کارای بددمیکنه
تهیونگ: جونگکوک حسابتو میرسم تو اینو کجا یاد گرفتی
جونگکوک: راستش وقتی ایلین با دختر عمش حرف میزد فهمیدم
ایلین: حالا ولش بیاین بریم صبحونه بخوریم...
- ۱۱.۹k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط