دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیب

دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیب
عاجز آمد که مرا چاره درمان تو نیست
دیدگاه ها (۱)

#نمیـــــــدانم باده چشمانت از کدام انگور ست، مست میکند طرز...

گاهی لحظه هایم از تو لبریز می شوداز احساسم سر می رویو فضای خ...

حالا تو دیگرمحالی برای قلبِ خسته اممیان خواستن هاو نرسیدن ها...

فصل که رخت عوض کند دوباره عاشقت می شوم …گیرم زمستان باشد و م...

حسرت عشقی به دل دارم که طوفان میکند زخم دل را با نمک عمریست ...

اونجا ک مولانا میگه: ‌ ‌ 'دلتنگم و دیدار تو درمان من است'️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط