۳

پارت ۳
ته : آقای جئون زنگ زدی؟
کوک : آره دارن میانننن
ته : اوکی
فلش بک به مدرسه :
ات ویو :
داداشم اومد دنبالم گفت قراره بریم خونه دوستش نمیدونستم کیه ولی خوشحال شدم ( قراره بین دوتا جذاب گیر کنی هه پاره ای ات)
وقتی رسیدیم مستقیم رفتم تو حموم اومدم موهامو صاف کردم یه دامن طوسی و یه کراپ سفید پوشیدم
سویون : اوففف نه بابا
ات : گو...ه نخور بریم
سویون : بی احساس
ات : اتفاقا احساس گشنگی میکنم
سویون : عایشششش
فلش بک به عمارت :
کوک ویو :
منتظرشون بودیم تو بالا ترین سالن عمارت نشسته بودیم که دیدم یه دختر خوشگل وارد سالن شد با سویون فک کنم اته
ته : سلام
ات : س..سلام
سویون : هااا جونگکوک دلم تنگ شده بود برات
( رفت بغلش کنه)
کوک : منم فقط بهم دست نزن
ته : سویون نمیخوای این خانم زیبا رو معرفی کنی ؟؟؟
ات : عا ببخشید اتم ... کیم ات
کوک : قشنگی
ات : جانم؟؟
کوک : عه چیزه اسمت رو میگم
ته : آره دیگه جز اسمت مگه چیز دیگه ای هم قشنگه ؟؟؟
سویون : حرفاشون رو جدی نگیر شوخی میکنن
ات : بله میدونم
کوک : در اون تالار رو ببند ( تو گوش ته )
ات ویو :
اگه بخوام واقعیت رو بگم دوستای باحالی داره
ولی از این پسره خوشم اومده فک کنم یه حسی دارم بهش ( دو دیقه بگذرههههه)
ولی اسمشو نمیدونم..... بزار بپرسممم
ات : ببخشید اسم تون چیه ؟؟؟
کوک : من
ات : بله ......

شرط ۲۴ تا لایک
دیدگاه ها (۶)

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۶ات ویو امروز بعد دانشگاه رفتم پیش مبینا و همی*(ادامه ح...

part1

شب تولدم فصل 3 پارت 5ات: خب....... تهیونگ و جیمین........ او...

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

مربی موتور سوار

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط