ای که بی تو خودمو تک و تنها می بینم هر جا که پا میذا

ای که بی تو خودمو تک و تنها می بینم هر جا که پا میذارم تو رو اونجا می بینم



یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود قصه غربت تو قد صد تا قصه بود



یاد تو هر جا که هستم با منه داره عمر من و آتیش می زنه



تو برام خورشید بودی توی این دنیا سرد گونه های خیسمو دستای تو پاک می کرده



حالا اون دستا کجاست ؟ اون دو تا دستای خوب چرا بی صدا شده لب قصه های خوب



من که باور ندارم اون همه خاطره مرد عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد



آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده



یاد تو هر جا که هستم با منه داره عمر منو آتیش می زنه



یادتو هر جا که هستم با منه داره عمر منو آتیش می زنه
دیدگاه ها (۷)

این متن رو خانمی در پیج خود گذاشته بود چقدر این متن زیباست: ...

کسی داستان آهنگ صبحت بخیر عزیزم معین رو شنیده تا حالا؟داستان...

همه چیز از یک بطری بازی شروع شد.کمی بعد از نیمه شب روی یک می...

لحظه هایی هستندکه هستیمچه تنها ، چه در جمعاما خودمان نیستیما...

حجم اهمیت ندادنا و بی‌مهریا و فکرا روی دوشم سنگینی میکنه انگ...

سناریو توکیو ریونجرز( بونتن)

ازدواج با توپارت پنجم 5دامیان : آنیا داری با گوش من بازی میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط