حالا تو هــــــــے نبــــــــاش ...

حالا تو هــــــــے نبــــــــاش ...
حالا تو هــــــــے نیــــــــا ...
حالا تو هــــــــے نبــــــــاش ...!!
همینکه میدانم صبح ها چه ساعتی بیدار میشوی کافیست ...
همینکه میدانم دقیقا چه ساعتی از شب غرق در خوابی ...
همین که میدانم کدام آهنگ برایت عزیز است و بارها و بارها گوش میدهی ...
از سرم هم زیاد است ...
حالا تو هــــــــے نبــــــــاش ...
بالاخره آوازه ی من به گوش تو خواهد رسید ...
شاید سال ها بعد ...
نمیدانم ...
شاید خیلی سال بعد ...
دخترت که عاشق شد ...
وقتی دیدی دیوانه وار عشق می ورزد به پسری که ...
او را نمی خواهد!!
بی اختیار مرا یاد کنی !!
می بینی؟!
حتی خیلی سال بعد هم هنوز هستند پس لرزه هایی که تو را به هم بریزند !
آوازه ام را به گوش ات می رسانم ...
یک روز ...
دخترت را در آغوش می گیری ...
زیر لب می گویی ...
" چقدر شبیه به یک نفر هستی "
آن یک نفر قطعا من باید باشم ...!!
... حالا تو هــــــــے نبــــــــاش ...
دیدگاه ها (۱)

چه پنج شنبه زیبایی خواهد بودوقتی بهترین ها را برای دیگران بخ...

سهــم من از دنیــــــــــــانداشتن استــــــــــــ ...تنهـــ...

*.the Law of Violence.*

تهیونگ و کوک امروز لایو بود و تهیونگ گفت حدود دو سالو نیمه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط