میانِ آدمـــک هایِ هـــــزار رنـــــگ...

میانِ آدمـــک هایِ هـــــزار رنـــــگ...
دلباخته یک رنـــگی او شدم
افــسوس...
گذر زمان بیرنـــگش کرد
کمرنگ...
وکم رنگ تر.....
وآخـــ ـــــر
مــَــــــحـــــــــو
دیدگاه ها (۱)

#عاشقانههمه چیز را از دسـت داده ام؛ جز ایمانم به خـوب بودن ت...

میان کارهای روزمره به خودم آمدمدیدم دلم چای دارچینی طلب میکن...

نام رمان : مرا به رنگ آبی دربیاور ژانر : عاشقانه تعداد پارت ...

🚩 تنها رهبری که نامش در حافظه‌ی این سرزمین، با صبر، استواری ...

یادداشتهمان طور که مه صبحگاهی کمرنگ بر روی رودخانه می‌نشیند،...

📖 آکادمی آستریاپارت یازدهم | «دختری که زمان را متوقف می‌کرد»...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

نسیم صبحگاهی به آرامی در امتداد کوهستان می‌وزد و عطر مطبوع ب...

### 🖤 پارت اول: سایه‌ای در مهبارون مثل شلاق به شیشه‌های ماشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط