چه عشقها که در مسیر سرخوشی هامان

چه عشقها که در مسیر سرخوشی هامان
لِه می شوند
چه خاطراتی که نامشان عاشقانه هاست
و خاک می خورند آن گوشه
کنار تاریخ عاشقیمان..
تنها
حکایتِ بی تفسیر
دل   است
که به قدرِ جاده ی عاشقیمان
قد می کشد
بزرگ می شود
طپنده تر می شود
انگار تمام خامیِ کودکانه اش را
می بخشد به روزگار
و دور از هیاهویِ زندگی
همین "دل"ِ قد کشیده ی بزرگ
کوچک می شود
تنگ می شود
آب می شود
و تمامش خلاصه می شود در یک قطره اشک و می غلطد رویِ گونه ها جایی که عشق حک شده با مُهرِ لبهایش
دیدگاه ها (۵)

اگر خوشبختی را برای یک ساعت می خواهید ؛چرت بزید..... اگر خوش...

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توستخدا در قلب...

جواب سلام را با علیک بدهجواب تشکر را با تواضعجواب کینه را با...

به کودکی گفتند :عشق چیست؟گفت : بازی  به نوجوانی گفتند : عشق ...

دخترِ ایران، تلاقیِ باشکوهِ عطرِ بهارنارنج و طعمِ گسِ انار ا...

با خود می اندیشیدم: اگر آن موج باشی که پشتوانه دریا را دارد،...

جامعهمقاومت فانتزی! (در نقدِ خلاقیت‌کُشیِ دوران ابتدایی)سیست...

سمیرا منفرد زمانی

شقایق محمدی شاعر افغانستانی

شقایق محمدی شاعر افغانستانی

#رمان.ترسناک #بی_صدا_بمیر 2 ⏳ 🔪 💉 ❌ شب هفدهماین داستان: باز...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

عکس متحرک خیلی قشنگهچه نوری در درون سینه ، مهمان استچه روشن ...

چه نوری در درون سینه ، مهمان استچه روشن میشود این دل ، بر ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط