یه دوست چینی داشتم !

یه دوست چینی داشتم !
مریض شده بود
براى عیادتش رفتم بیمارستان
کنار تختش وایساده بودم..
که دیدم سعی میکنه یه چیزی بهم بگه..
گوشمو بردم نزدیکش بهم گفت : چینگ چونگ چَن چووون…
و بعدش مرد…!!!
براى ترجمه این جمله رفتم چین…
اونجا از یه نفر معنیش رو پرسیدم
اون مرد بهم گفت :
معنیش میشه:
پاتو از رو شیلنگ اکسیژن وردار کصافطططط.. !
دیدگاه ها (۵)

رومان عشق پنهانی (پارت1)

رمان

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p10رفتم حموم.شاید...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁵....

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

My_idol

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁵(چه‌رین+)(تهیونگ–)(پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط