سه شنبه95/3/18ساعت17:15

سه شنبه95/3/18ساعت17:15

خانم و آقایی درشهر میانه آذربایجان شرقی میروند میدانی که کارگران در آن می ایستند تا به کار بروند میگویند به سه کارگر نیاز دارند ولی بیشتر از بیست هزار تومان برای یک روز کار به آنها نمیدهند خیلی ها عقب گرد میکنند و نمیروند ولی از میان آن همه کارگر سه نفر که نیاز مند بودند به ناچار برای بیست هزار تومان همراه آن زن و مرد میروند که کار کنند وقتی به خانه آن زن و مرد میرسند حسابی مورد پذیرایی قرار میگیرند سپس یکی از کارگران میگوید که کار ما را بگویید تا کار کنیم صاحبکار میگوید ما کاری نداریم که انجام بدهید فقط چند لحظه صبر کنید تا دستمزدتان را بیاورم بدهم پس از دقایقی صاحب خانه با شش میلیون تومان پول نقد وارد اتاق میشود و به هر نفر از کارگران دو میلیون تومان میدهد و میگوید که این شش میلیون پول حج مان بود که انصراف دادیم و شما که به خاطر بیست هزار تومان مجبور شدید بیایید کار کنید حتما خیلی نیازمندید و این پول را به شما میدهیم که شاید خدا هم از ما راضی باشد.
حج تون مقبول حق
درود بر انسا نهای بابصیرت

حج و طواف کعبه در دلهای آدم هاییست که گرسنگی ملت خود را میبینندو میفهمند
دیدگاه ها (۶۵)

چهارشنبه95/3/19ساعت10:50دوزخ کجاست شبلی مرد عارفی بود که شاگ...

چهارشنبه95/3/19ساعت23:24پند یک پدر پیر روی تخت بیمارستان درح...

دوشنبه95/3/17ساعت11:33صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه ...

یکشنبه95/3/16ساعت13:10چند مدت پیش حالم خیلی بد بود و دچار اف...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط