هوای تازه

هوای تازه

جلو خودم را نگاه کردم
در جمعیت تو را دیدم
میان گندم‏ها تو را دیدم
زیر درختی تو را دیدم.

در انتهای همه سفرهایم
در عمق همه عذاب‏هایم
در خَم ِ همه خنده‏ها
سر بر کرده از آب و از آتش،

تابستان و زمستان تو را دیدم
در خانه‏ام تو را دیدم
در آغوش خود تو را دیدم
در رؤیاهای خود تو را دیدم

دیگر ترکت نخواهم کرد.پل الوار
دیدگاه ها (۱)

دلتنگی های آدمی راباد ترانه ای می خواند،رویائش راآسمان پر ست...

من آموخته امبه خود گوش فرا دهمو صدائیبشنومکه با من می گویدمر...

میدانی ..تو باید لیلی را از چشم من ببینی ؟

ترسم از این است کهیک شب بخواهی به خوابم بیاییو من هم چنان به...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

روزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط