به امید یه هوای تازه تر

به امید یه هوای تازه تر

گفتیم از رفتن و خوندیم از سفر

می خواستیم مثل پرنده ها باشیم

آسمونو حس کنیم ، رها باشیم

اومدیم دلو به دریا بزنیم

رنگ خورشید و به شب ها بزنیم

اما نه اینجا سراب غربته

سهمون یه کوله بار حسرته

**********

اینجا فصل بی صدای قصه هاست

سرگذشتی داره هر کی بین ماست

یکی از قصه ی غصه هاش می گه

یکی از غربت لحظه هاش می گه

یکی می خواد شبو مهتابی کنه

شهر خاکستری رو آبی کنه

دلمون تنگه سکوتو بشکنیم

شبو با خورشید و ماه آشتی بدیم

کیا با این آهنگ خاطره دارن
دیدگاه ها (۲)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p24جیمین مستقیم به چشم‌هاش نگاه کرد.«فعلا...

برادر ناتنی

پارت ۵

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

پارت ۱۹۵

دیدار باتو (پارت ۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط