#نفرتی_عاشقانه

#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟕

وارد اشپز خونه شدند که جونگکوک سر دو ثانیه همه ی مواد کیک رو اورد بیرون از پودر کیک گرفته تا کیک پز.

جونگکوک:خب دو تا پیشبند از تو کمد بردار بیا.
تهیونگ:چشم قربان.( دستشو کنار سرش شبیه سربازا گرفته)
جونگکوک:افرین سرباز( خنده)

تهیونگ خنده ای کرد و از تو کمد دوتا پیشبند گل گلی در اورد و یکی شو به جونگکوک داد.

جونگکوک:اینا چرا گل گلی ان مگه ما دختریم.( تعجب)
تهیونگ:نمیدونم اینا مال اجوما ان و اجوما زن و طبیعیه پیشبندش گل گلی باشه.( خنده)
جونگکوک سری تکون پیشبندو بست اما تهیونگ چون بلد نبود هعی باهاش ور میرفت و به هیچ میرسید.
جونگکوک خنده ی بلندی سر داد که تهیونگ با اخم و تعجب نگاهش کرد.
جونگکوک بعد از کمی خنده رفت پشت تهیونگ و اغواگرانه دستشو از پایین شکم تهیونگ تا بالای سی.نه های تهیونگ کشیدو بند های دستشو به طوری خیلی هور.نی وارد دست های تهیونگ کرد.
تهیونگ داشت با تعجب به حرکات دست جونگکوک نگاه میکرد و پلک های عجیبی تند تند پشت سر هم میزد.
جونگکوک از اخر دوتا دستاشو روی شکم تهیونگ گزاشتم و اروم کشید به سمت کمر تهیونگ و گره محکمی به کمرش زد.
و وقتی کامل پیشبندو براش بست از پشت تهیونگ رو بغل کردو سرشو رو شونه ش گزاشت.

تهیونگ:اوه میبینم که بیبیم یک هور.نیه لعنتیه( نیشخند)
جونگکوک:چیه، از هو.رنی ها خوشت نمیاد.
تهیونگ:نه چرا بدم بیاد اتفاقا بهمون خیلی هم خوش میگذره.

تهیونگ چرخید و دستشو دور کمر جونگکوک پیچوند و با دست دیگش موهاشو داد کنار، اروم نزدیک صورتش شد و فقط دوسانت ل.ب هاشون فاصله بود، اون دوسانتم به صفر رسوند و کامل ل.بش رو به ل.ب کوک چسبوند ولی حرکتی نکرد، نه مک زد، نه بو.سه ای زد، و نه کار دیگه ای کرد.
همینطوری به هم خیره بودند، جونگکوک به چشمای خ مار و سگیه مرد و تهیونگ هم به چشمای گرد و کهکشانی پسر کوچولو.
تهیونگ اروم ل.بش رو کشید رو ل.ب کوک و همینطور اومد پایین تا به گرد.نش رسید.
اونجارو مک عمیقی زد و گاز محکمی هم گرفت و با نوک زبون تیزش دور تا دور گردن پسر رو نوبتی لیسید و بو.سه های سطحی گزاشت.

جونگکوک با حرکات تهیونگ حس عجیب ولی هیجان انگیزی بهش دست داد، و از روی لذت عاح خفیفی از بین ل.باش بیرون اومد.

جونگکوک:عا.ح( اروم و دلنشین)

تهیونگ با شنیدن نا.له ی شیرین پسر نیشخندی زد و سرشو اورد بالا و به چشماش نگاه خبیثی کرد.
جونگکوک خودش رو لعنت کرد که بی جنبه بازی در اورد و صدا از خودش در اورد، با چشمای معصومش که میگفت نههه نمیشه به تهیونگ نگاه کرد.

تهیونگ:نا.له هات خیلی زیبان بیبی بوی، ولی اول بیا کیک مون رو درست کنیم( نیشخند)

جونگکوک تند تند سری تکون داد و از بغل تهیونگ در اومد.

جونگکوک:خب بیا شروع کنیم.
___
تهیونگ:کوک کیکو گزاشتم تو فر.
جونگکوک:اها خوبه .

تهیونگ نگاهی به جونگکوک کرد که با دیدن قیافش خنده ی ارومی سر داد.
جونگکوک تو درست کردن کیک صورتش کمی اردی شده بود و باعث بامزگیش بود.

جونگکوک:یاا به چی میخندی.
تهیونگ:صورتت اردی شده.

جونگکوک سریع اینه رو از رو میز گرفت و به خودش نگاه کرد، درسته صورتش کمی اردی شده بود ولی چی میشد اگه تهیونگ هم اردی میشد.
چون پشتش به تهیونگ بود، اروم و یواشکی دستاشو اردی کرد و تند به طرف تهیونگ چرخید و دستاشو رو صورت و لباساش کشید.
تهیونگ چشماشو بست و با قیافه ی درهم دستاشو بالا گرفت.

جونگکوک:حالا که من اردی ام توهم باید اردی بشی( پررو)
تهیونگ:که اینطور.

دیگه جنگ اردی شروع شد.
جونگکوک مشت مشت دستاشو پر ارد میکرد و به روی تهیونگ میریخت.
ولی تهیونگ دستاشو اردی میکرد و رو موهای پسر میکشید و از اخر که دید هنوز اردیه اردی نشده، ظرف اردو گرفت و روی جونگکوک ریخت.

جونگکوک با حس ریختن چیزی روش چشماشو بست و بعد از چند ثانیه با دستاش پلکاشو پاک کرد و با چشمای سیاه توی اون همه سفیدی از ارد بهش چشم دوخت.

جونگکوک:بیشعور.

تهیونگ از خنده پاره شد و از شدت خنده دستشو گزاشت رو شونه ی کوک.

تهیونگ:خیلی سفید شدی مثل گچ دیوار( خنده شدید)

جونگکوک با همون قیافه و لباسا اخم کیوتی کرد و پرید رو تهیونگ و خودش رو کامل بهش چسبوند.
تهیونگ با تعجب نگاهش کرد.

تهیونگ:چیکار میکنی.
جونگکوک:حالا که من لباسام کثیف شده توهم لباسات باید کثیف بشه.

جونگکوک این حرفو زد و خودشو هعی به بدن تهیونگ میکشید.
بعد از چند دقیقه ازش جدا شد و وقتی دید تهیونگم کثیف شده لبخندی زد.
تهیونگ با نیشخند از کمر پسر گرفت و به خودش چسبوندش.

تهیونگ:برفه من.
جونگکوک:ادم برفیه من.

تهیونگ تا خواست ل.باشو روی ل.بای سفید از اردی پسر قرار بده، که یهو صدای...
دیدگاه ها (۱۰)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟖که یهو صدای [دینگ] اومد و معنی این صدا...

"ادامه ی پارت شصت و هشت"وسوسه شده بود برای چشیدن دوباره ی ل....

#نفرتی_عاشقانه𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟔بالاخره با اصرار جونگکوک، مری و یونگ هو...

چون من دوستون دارم پارت میزارم پس حمایت یادت نره 🥰😅#نفرتی_عا...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓𝟗تهیونگ دستاشو برد زیر رو.ن جونگکوک، او...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓𝟒تهیونگ خنده ی ارومی کرد و جونگکوک رو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط