پارت سوم

پارت سوم

استیسی

از ماشین پیاده شدم (بچه ها تو دو پارت قبل شش نفر معرفی شدن نفر هفتم اینجاست الان معرفی میشه). داشتم میرفطم دانشگاه که یه یارو جلومو گرفت.
اون:اوه اوه خانم خوشکله کجا ?
_گه خوریش به تو نیومده(بابت فوشا معذرت)
اون :این شماره رو بگیر باهات حرف دارم
_نمیخوام
اون:پس بیا بریم خونه
_ببین یارو میری کنار یا حالیت کنم?
اون:هیچ کاری نمی کنی.
خلاصه انقدر زدمش خون بالا اورد . وارد دانشگاه شدم .دستم خونی بود . جسی بل رو دیدم (نفر هفتم)موهاش بلند و طلایی بود و چشم های سبز داشت .پوست سفید و لاغر. و قد ۱۷۰. رشتش هم بازیگری بود.
دستم هنوز خونی بود و اون دید
جسی بل:اسی دستت
_یکی رو زدم
اون:اها
بعد اون امتحان امدم پایین چشمم به یه اعلامیه خورد .اکسو دنبال هفت تا دختر بود. اه ای کاش ما بودیم(اکسو الیم همه البته بهتره بگم ارمی اکسو ال)
رفتم خرید و برگشم ما جرا رو برای بچه ها تعریف کردم طبق اون اعلامیه همه ی دانشجو های اون دانشگاه که ماهم جژ اونا بودیم باید فردا با لباس های مرتب حاظر میشدیم . سر ماجرای مزاحمه کامیلا کلی تشویقم کرد و ....
فردا........
دیدگاه ها (۸)

پارت چهارنمی دونستیم که کی قرار بیاد ولی میدونستیم معروفن.ام...

پارت پنجکامیلا اداشو درمیاره همه کلاس منفجر میشه.و اکسو میاد...

اسم کامل بچه هااما هانگوک. کره ای استیسی داسیلوا جونیور. برز...

پارت دوجولیاکنار کامیلا ,جسیکا بودش از همه بلند تر بود ۱۷۳ و...

پایانی بی آغازp24ویو آیلین: داشتم از خنده میترکیدم که یهو در...

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p⁸ »‌‌‌‌ شروع کرد به ادیت ز...

این پارت خیلییی طولانیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط