یک بار برای مادربزرگم چای ریختم

یک بار برای مادربزرگم چای ریختم
جوری گفت "الهی سفیدبخت بشی"
که مطمئن شدم سفیدبخت میشوم
هزار بار برایت چای ریختم
سفیدبختم که نکردی هیچ
حتا نیامدی چایت را بخوری!
#مانگ_میرزایی
دیدگاه ها (۱)

می گفت عشق مثل یک بیماری میمونهکه تو هر آدمی یک جور بروز میک...

من از عالم تو را تنها گزینم !روا داری که من غمگین نشینم ؟!#م...

لطفا کمی هم دوستانه جدا شدن را یاد بگیرید...قرار نیست چون با...

من و تو در کنار هم٬ به قدری زیباییم که گاه دلم می خواهد مثل ...

برنامه Fairy Tabel با حضور تهیونگ به مناسبت آلبوم آریرانگ🌱🗣️...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 43 ایزابلا مک...

پارت ۲۱:ویو چویا:با خنده عصبی بلند شدم راحت شدی چویا ؟؟ میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط