سخت است درک کردن ٬

سخت است درک کردن ٬
پسری که غــم هایـــــش را
خودش میــــداند و دلش …
که همه تنـــــها لبــــخـــندهایش را میبینند ؛
که حســــرت میـــــخورند
بــخاطرشاد بودنــــــــش …
بخاطرخنده هایـــــــــش …
… وهیچکس
جزهمان پســــــر نمیــــداند چقدرتنهاســــــت …
که چقدرمیـــــــترسد …
ازباخــــــتن …
ازاعتــــماد بی حاصلش …
ازیـــــخ زدن احساس و قلبــــــــــــــش …
از زنده گی
دیدگاه ها (۹)

یه روزی پسری باخانوادش دعواش شد و از خانه زد بیرون و رفت خون...

در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم.به پشت سرم نگاه کردم؛جاهایی...

همیشه بر آنمتا دله کسی را نشکنماما وقتی به خودم نگا میکنمتکه...

زیارتت قبولللللل خیلیییییی خوش اومدیییییی به خونههههههههههه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط