یک بار از « میکل آنژ» پیکر تراش معروف ایتالیایی پرسیدند:«

یک بار از « میکل آنژ» پیکر تراش معروف ایتالیایی پرسیدند:« چطور می تواند چنین آثار زیبایی را خلق کند؟»
پاسخ داد:« خیلی ساده، وقتی به یک قطعه سنگ مرمر نگاه می کنم، تندیس را درونش می بینم. تنها کار من این است که آنچه را به این تندیس تعلق ندارد، از آن دور کنم.»

استاد می گوید: برای هر یک از ما اثری هنری وجود دارد که آفریدن آن جزیی از سرنوشت ماست. این کانون زندگی ماست و هر چقدر هم مهم است،معمولا این اثر هنری، پوشیده از سال ها ترس، احساس گناه و بی تصمیمی است. اما اگر تصمیم بگیریم چیزهایی را که به آن تعلق ندارد از آن دور کنیم، اگر نسبت به توانایی خود تردید نداشته باشیم، می توانیم ماموریتی را که در سرنوشت ماست، انجام دهیم. این یگانه راه زندگی با افتخار است.

اگر می دانستی چه گوهری هستی، اگر می دانستی چه موجود بی همتا و دوست داشتنی هستی، هرگز هراس به خودت راه نمی دادی. چون چه کسی می تواند چنین موجود بی همتایی را طرد کند؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۳)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :2- جریان انحرافی دوم، ...

بسم الله الرحمن الرحیم تغییر، بخشی از زندگی است؛ همان‌طور که...

سخن دوست نکوست ...

آقای پزشکیان وعراقچی احمق سرنوشت اون سه تا خلبان ایرانی چی ش...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

ماکت کمان پولادی

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

فصل دهم _ خانواده ای که سویون را درک نمی‌کند صدای شکستن شیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط