سیمین_بهبهانی

سیمین_بهبهانی

خموش و گوشه نشینم،
مگر نگاه توام؟
لطیف و دور گریزی،
مگر خیال منی.....

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎  
‎‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

زنی را میشناسم عاشق مردیست معمولی تر از همه ی مردانِ شهرش. ل...

شاید برای‌تو هم پیش‌اومده باشه که خودت‌رو یکجاهایی‌تو زندگیت...

عصر جمعه جان می‌دهد برای بی‌خیالی ! جان می‌دهد برای سر و کله...

‍ بعضی‌ها را نباید داشت! باید از دور دوستشان داشتکه نزدیک شد...

صدا نیستی اما،می‌شنومت تصویر نیستی اما،می‌بینمت آوا نیستی ام...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

در گوشه ای پنهان از دلش امیدی موذی و وسوسه گر همچنان کمین کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط