برادر ناتنی شیرین من

🦋برادر ناتنی شیرین من🦋

🌑پارت8

ا.ت:ولم کننننننن کوکککک کمکککک یکی کمکم کنههه(باداد و گریه شدید)

کوک:(از پشت به سر مرده با میله زدم که آ.ت رو ول کرد و زود ا.ت رو توی بغلم گرفتم و به طرف در خروجی رفتم)ا.ت خوبی چیزیت شده؟

ا.ت:(توی بغل کوک بیهوش افتاد که جونگ کوک فورا ا.ت رو گرفت و به طرف ماشین رفت و سوارشدن)ا.ت:ک..کو..ک...

کوک:جانم...بیدار شدی؟درد داری؟چیزیت شده؟(باحالت نگرانی دست ا.ت رو گرفت)

ا.ت:خ..وبم...ببخشید...امروز رو...خراب کردم...

کوک:تقصیر تو نبود خوشگلم...اون...کی بود؟

ا.ت:پ..پدرم...اون...همیشه از موهام میگیره و اذیتم میکنه

کوک:مرتیکه عوضی ا.ت..از تو میخوام اتفاقات امروز رو فراموش کنی....بریم ساحل؟
دیدگاه ها (۲)

🦋برادر ناتنی شیرین من🦋🌑پارت9ا.ت:اوهومکوک:(باید ی روز رد مرتی...

دو پارتی وانیل کوچولوی من لارا:دختر آروم و خجالتی و مهربون و...

فردا ۴پارت از برادر ناتنی شیرین من میزارم و درخواستی بدید او...

مرسی گوگولیاااااا

اسم سناریو : رئیس جذاب من______ پارت یکویو ا/ت :امروزم ب/ا (...

love in the dark ⑤فردااز خوب بیدار شدم رفتم در رو باز کردم پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط