سناریو

سناریو ...
وقتی عضو هشتمی و همشون روت کراشن
و یه روز یه فن بوی رو بغل میکنی و از شدت کیوت بودن لپش رو ماچ میکنی ...

نامی : از عصبانیت رگ گردنش زده بیرون

جین : جوری که فقط تو بشنوی گفت واقعا که من به این هندسامی رفتی اون عنتر رو بغل کردی

هوبی : چون کنار جیهوپ بودی بهت گفت تو فقط حق داری منو یعنی عضا رو بغل کنی پس دیگه نبینم کسی رو بغل کنی ( عصبی )

شوگا : محل نمی داد ولی از درون داشت پسر رو میکشت

جیمین : انقد عصبانی بود که خون جلو چشماش رو گرفته بود هی تو دلش میگفت بزار برسیم خونه

ته ته : اگه دیگه باهات اومدم شهر بازی

کوکی : تو دیگه بانی به اسم کوک نداری
از الان به بعدم باهات قهرم
دیدگاه ها (۲)

شلام خوشملا میخوام یه رمان بنویسم بهم بگید خوبه یا نه ایده خ...

پارت ۱ *ویو جونگ آه*صبح با سر درد بدی بیدار شدم لعنتی حتما ب...

سناریو ...وفتی عضو هشتمی و ۱۶ سالته و نامجون خیلی رو نمره ها...

سلام من طهورا هستم و فیک مینویسم بیشتر از BTS مینویسم ولی اگ...

سناریو ... وقتی عضو هشتمی و همه عضا روت کراشن و یه روز اکست ...

سناریو ...وقتی عضو هشتمی و همه روت کراشن و یه روز بچه خواهرت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط