سناریو
سناریو ...
وقتی عضو هشتمی و همشون روت کراشن
و یه روز یه فن بوی رو بغل میکنی و از شدت کیوت بودن لپش رو ماچ میکنی ...
نامی : از عصبانیت رگ گردنش زده بیرون
جین : جوری که فقط تو بشنوی گفت واقعا که من به این هندسامی رفتی اون عنتر رو بغل کردی
هوبی : چون کنار جیهوپ بودی بهت گفت تو فقط حق داری منو یعنی عضا رو بغل کنی پس دیگه نبینم کسی رو بغل کنی ( عصبی )
شوگا : محل نمی داد ولی از درون داشت پسر رو میکشت
جیمین : انقد عصبانی بود که خون جلو چشماش رو گرفته بود هی تو دلش میگفت بزار برسیم خونه
ته ته : اگه دیگه باهات اومدم شهر بازی
کوکی : تو دیگه بانی به اسم کوک نداری
از الان به بعدم باهات قهرم
وقتی عضو هشتمی و همشون روت کراشن
و یه روز یه فن بوی رو بغل میکنی و از شدت کیوت بودن لپش رو ماچ میکنی ...
نامی : از عصبانیت رگ گردنش زده بیرون
جین : جوری که فقط تو بشنوی گفت واقعا که من به این هندسامی رفتی اون عنتر رو بغل کردی
هوبی : چون کنار جیهوپ بودی بهت گفت تو فقط حق داری منو یعنی عضا رو بغل کنی پس دیگه نبینم کسی رو بغل کنی ( عصبی )
شوگا : محل نمی داد ولی از درون داشت پسر رو میکشت
جیمین : انقد عصبانی بود که خون جلو چشماش رو گرفته بود هی تو دلش میگفت بزار برسیم خونه
ته ته : اگه دیگه باهات اومدم شهر بازی
کوکی : تو دیگه بانی به اسم کوک نداری
از الان به بعدم باهات قهرم
- ۵.۲k
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط