تاریکی ام شبیه شبی که سحر نداشت

تاریکی ام شبیه شبی که سحر نداشت
تنهایی ام شبیه کلاغی که پر نداشت
تلخم شبیه دورترین قهوه خانه ای
که بر لبان قهوه چی اش هم شکر نداشت
دیدگاه ها (۱)

امشب چه شود در دل تاریکی وغمها آن ماه بکوبد به درخانه ام امش...

آخر شبها وقت هجوم دردهاست .. دردهای پنهان شده در حجم تنهایی ...

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود م...

خوش ـبـه حـال سـیـنـدرلـا......لنگـه کفـشـش را جـا گـذاشـت.....

آفتاب بر دیوارهٔ شرقی آپارتمان ها ، در مجاور دریا می‌تابد  ب...

شکر نارگیل (همچنین به عنوان شکر کاکائو ، شکر نخل نارگیل ، شک...

جنگ هفت لشگر گرفتار شدن خاقان چین بدست رستم اثر استاد حسن_چل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط