تا قیامݓ نرود نقش تو از لوح ضمیــر

تا قیامݓ نرود نقش تو از لوح ضمیــر

حیرتم ڪشݓ، بگو ایـטּ چہ ‌معماسݓ حسیـטּ

گر چه شد جوهرِعشق از قلم عاطفہ پاڪ

رقم مِهر تو بر صفحہ دل‌هاسݓ حسیـטּ

#یاصـاحب_الزمـاڹ_آجـرڪ_‌الله
#اربعیڹ_حسینے_برعاشقاڹ
#حسیـڹ_تسلیـݓ_باد
دیدگاه ها (۱)

از “همه “دست کشیدم که تو باشی “همه ام”…با تو بودن ز “همه” دس...

اربعیݧ تو رسیده اسٺ‌و ز راه آمده اسٺخواهرٺ با قد خم‌گشتہ و آ...

بارِگاه با صفا را عشـق اسټگنبدو صحـטּ و سرا را عشـق اسټ عرش ...

نامـٺ شده سرمنزلِ ڪشـتےِ نجاٺ#شش‌گوشہ تو ڪعبہ‌و حج‌و عرفاٺڪے...

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

ای نگار جان، ای فروغ دیدهبدان که دل من سراسر آتش مهر توست و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط