🕊 #قصه_پرواز 🥀

🕊 #قصه_پرواز 🥀
✍️ قسمت ۸:
... عین مرغی که جوجه‌هاش رو گم کرده باشه، سراسیمه بچه‌ها رو شمردم.
مهدی هم که توی خط بود.
چندبار بهش بیسیم زدیم ولی جواب نمی‌داد.
طبیعی بود چون خوب آنتن نداشتیم.
به بچه‌ها گفتم: «تا پلاک رو برسونیم عقب و بخوان بفهمن صاحب پلاک کی بوده کلی طول می‌کشه؛ ببینید شماره پلاک چنده؟»
یکی از بچه‌ها شماره رو خوند و سه رقم آخرش ۷۹۰ بود.
ته دلم ریز نگران مهدی بودم.
به حسین که با مهدی اومده بود گفتم: «شماره پلاک تو چنده؟»
جواب داد: «آخرش ۸۳۰.»
خیالم راحت شدکه پلاک برای مهدی نیست...
ولی از سهراب که با مهدی اومده بود هم پلاکش رو پرسیدم.
سهراب پلاکش رو درآورد و شمارش رو خوند...سه رقم آخر۷۸۹...
خشکم زد...
به سهراب گفتم: «شما و مهدی باهم پلاک گرفتین؟»
گفت: «آره، پشت سرهم بودیم.»

🖋 ادامه دارد...

↩️ قسمت قبل

#دهمین_سالگرد
#شهید‌مدافع‌حرم‌مهدی‌طهماسبی

•┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•
#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم
#شهید_عشریه #شهید_طهماسبی
🌐 | www.aref-e-mojahed.ir
📧 | info@aref-e-mojahed.ir

✅ عضو شوید👇
🔗 | @arefanemojahed
دیدگاه ها (۰)

https://aref-e-mojahed.ir/?p=4617🌐 صفحه ویژه #دهمین_سالگرد_ش...

۞✦ قـٰابـی اَز جِـنـسِ نُـور ✦۞دِر تـَلاطُـمِ مِـیـدﺂن…و چـِ...

👇آخرین سروده‌ی قبل از شهادت:"الهی تو رکاب يوسف زهراخونمون بر...

#ذکر_روز_جمعه •┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم#شهید...

🕊 #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۷:... سریع به طرف خط حرکت کردم. وقتی ر...

🕊 #قصه_پرواز 🥀✍️ قسمت ۴:اون شب که یه کم تکلیف خط رومرتب کردی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط