آهِ من دیشب

آهِ من دیشب
به تنگ آمد دوید از سینه ام
داشت می آمد بسوزاند تو را
نگذاشتم ........
دیدگاه ها (۱)

غصـــه را . . .در پــرده‌یِ لبخنــد . . .پنهــان کــرده ام ....

در سینه ام سرمایی از زمستانی ناشناخته رخنه کرده استمن فردای ...

تلاشِ زیادی کردم تا همه چیز روی یک خط صاف پیش برود ، بدون هی...

حالا که در معاشرت آسمانچشم‌هایش را نمی‌بینمغم را چگونه بنویس...

تلخیجات...

واژه هایم رنگ باران دارد وقتی از تو می نویسمقلبم خیس دلتنگی ...

دیشب داشتم با ماه حرف می‌زدم...اون از خورشید خودش می‌گفت منم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط