نمیدانند که عشق راه بلا نیست

نمیدانند که عشق راه بلا نیست
در این عالم کسی فکر دوا نیست
ز مجنون گر شنیدند ناله بسیار
ز شوق سوختن در این خماری است..
کپشن از جناب #علیرضا_اردلانی 🍁
دیدگاه ها (۱)

به دامان تو ای پایان و ای آغاز برگشتمپر و بالی تکاندم، خسته ...

به کویت با دل شاد آمدم، با چشم تر رفتمبه دل امید درمان داشتم...

گر عشق تو باشد همہ وقت شاہ جهانماز غنچہ ے گل تا بہ هزار بوسہ...

#عاشقانه_های_من#شعر#تکست #دلنوشت #استوری#زیبا #خاص #حرف_دل #...

از پنجره به بیرون نگاه میکردم. جاده های پرپیچ و خم و رنگارنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط