فیک مافیایی بی‌رحم

فیک مافیایی بی‌رحم
پارت ۱۳
نامجون:ات باشه
ات: باشه فقط دارم میمیرم[بقیش با ذهن خودتون]
ات:صبح با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم وایی چقدر وحشی[خودتی]
نامجون: آنقدر خوشحالم که باکره گی عشقمو خودم ازش گرفتم بیا ببرمت حموم تا حالت بهتر شه
[نکنه جین دیشب فهمیده بود که ات و نامجون تhریک شدن برای همین دیشب همه رفتن خونه‌ی شوگا کنار خونه‌ی نامجونه ]
ات و نامجون از حموم بیرون امدن و نامجون لباس خودشو پوشید رفت برای ات لباس بیاره
نامجون:خوشگلم بیا لباس هاتو بپوش بریم پایین[اسلاید یک]
جین برامون صبحانه درست کرده میگم برات جوشانده دم کنه
ات: :باشه
ات لباس پوشید رفتن پایین
جین: صبح بخیر ات جونم بیا این دمنوشو بخور دیشب شب سختی داشتی
ات: مسخرم نکن بقدر کافی درد دارم جین
شوگا:ولش کن بچه صبح بخیر کوچولو
ات:همچنین
هوبی: بچه ها نامجون بهم قول داده که عصر بریم بیرون و برامون آهنگ بخونه
نامجون: خاک تو سرت چرا گفتی من میخواستم ات رو ببرم و سوپرایزش کنم
ات: واقعا[ذوق ]
نامجون:آره هوپی چرا گفتی
ات:خیلی خوشحال شدم مرسی نامییییی
میپره بغل نامجون و میبوسدن
کوک: مگه تو درد نداشتی چی شد خوب شودی
ات: آره خوب شدم جین هندسامم دممنوشو بده من بخرمش بهتر بشم عصر با عشقم بریم بیرون
جین: باشه چون گفتی هندسامم منم برات یک سوپرایز دارم
ته:خوش به حال ات نامجون شوهرش جین برادر شوهرشه
براش سوپرایز دارن هر روز قربون صدقش میرن
جین:ته تو ۲۸ سالته ات ۱۹ سالشه چرا خودتو با یک بچه مقایسه میکنی
ته:آره خیلی بچس
ات: اگر ته ناراحته منم نمیرم نامی یا هممون باهم میریم یا من نمیام
نامجون:تهیونگگگگگگگ باشه عشقم بل هم میریم[حرص]
تهیونگ::آخ جون جواب داداش جونم خوشگلم من خوشی کردم که ماهم با شما بیایم ناراحت نشو
ات:ناراحت نیستم خودمم دوست داشتم بیاین
ساعت ۴عصر
نامجون:خب آماده شین بریم بیرون
اعضا و ات رفتن آماده شدن
]اسلاید دو لباس ات اسلاید سوم لباس نامجون و وقتی که آهنگ میخونه اسلاید چهارم لباس اعضا غير از نامجون]
جین:بریم
سوار ون شدیم نامجون راننده جین سندلی شاگرد من و اعضا عقب
نامجون :رسیدیم پیاده شید بریم شهر بازی
ات: [داخل شهر بازی یک آقا بود کنسرت گذاشته بود ]نامجون برو به اون آقاهه بگو من میخوام آهنگ بخونم
نامجون:نمیشه نرم
ات: نه تو قول دادی
نامجون:باشه ببخشید آقا میشه منم آهنگ بخونم
آقاهه:حتما
نامجون شروع به خوانندگی میکنه توی این ات از نامجون فیلم میگیره و محو زیباییش میشه
جین: ات داداش من خوشکله به من رفته ها ات ات صدای منو می‌شنوی اتتت
ات: ها بله
جین: نامجون رفت بدو بریم
ات: باشه
................
💜لطفا حمایت کنید مرسی ازتون💜
دیدگاه ها (۲)

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

پارت۱

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

رئیس دوست داشتنی من پارت دوازدهمصبح بود من به سرکار اومدم ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط