وقتها نوشتن برایم سخت ترین کار دنیا می شود

وقتها نوشتن برایم سخت ترین کار دنیا می شود

با اینکه هنوزحرفهای زیادی برای نگفتن! دارم

انگشتانم را یارای نوشتن نیست

تنها کاری که از دستم بر می آید سکوت است

و باز هم ناگفته هایم را سکوت می کنم

می خواهم سکوتم را فریاد بزنم

اما صدای سکوتم انقدر بلند هست که نیازی به فریاد نمی بینم.
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

«آیا کنارم خواهی ماند؟حال که روی دیگرم را دیدی، ترکم می‌کنی؟...

Part.1#مرد_مندورِ آتش نشسته بودیم؛ صدای خنده‌ها و پچ‌پچ‌های ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش دوم_چوبدستی ها دست ری است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط