خسته شدم از این شب

خسته شدم از این شب
از این همه رنج
سر اسب های بی سر در خوابم جا مانده
به خوابیدن روی ابر ها فکر میکنم
به کابوس ندیدن
زمین مرا دیوانه کرد
وگرنه با آسمان کاری نداشتم

#رسول_يونان
دیدگاه ها (۱۰)

دستان مادرم همه چیز را از خاطر برده اند:بافتن شبهای بلند زمس...

پنجره هاي آن ها با پنجره هاي ما فرق دارد فرق دارد پنجره هاي ...

ببری که همه تصور می کردند آدمیستدر صورت تو به راه افتادو بعد...

تنها تو که باشی کنار من، دلم قرص استاصلا تمام قرص ها جز تو ض...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

کابوس عشق فصل۳ پارت ۱۱ ادامه: شب شدویو جنی: خونه بودم هیچ ک...

★彡   Part 5 彡★ صبح، با سردرد بیدار شدم.گیج نگاهی به اطرافم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط