[درخواستی]
[درخواستی]
"وقتی پریودی و درد داری"
ساعت نزدیکای ۱۲نیم شب بود که دل درد شدیدی داخل دلت داشتی و به خودت می پیچیدی جلوی دهنت رو گرفته بودی که صدات بیرون نیاد چون هیونجین خواب بود و ازش خجالت میکشیدی پس سعی کردی ساکت باشی.
بعد از اینکه دردت کمتر شد رفتی دست شویی و کار های لازم از دست شویی بیرون اومدم دقیقا دم در درد گرفتت و افتادی بعد شروع کردی ب گریه کردن
ویو هیونجین°
خواب بود که یهویی ی صدای عجیبی اومد و صدای گریه اومد وقتی فهمیدم صدای ات بود باشتاب بلد شدم و اون رو دم درِ دستشویی داشت هق هق میکرد خیلی نگران شدم
[علامت ات+هیونجین_]
_ ات عزیزم چی شدِ؟(با صدای نگران)
+هق.....هیون من....هق خیلی درد دارم
_کجا..کجات درد میکنه؟( بانگرانی)
+هق...پریودم دلم ....درد میکنه...هق
هیون یکم از نگرانیش کم شد بلندت کرد رو تخت گذاشتت واز اتاق خارج شد و برات آب و کیسه آب گرم قرص رو اورد و .........)
_بیا عزیزم اینو بخور خوب میشی
+هق......ممنونم ....هق....هیونم
_ وظیفمه ازجوجم مراقبت کنم(دست کشید رو سرت)
_الان خوبی؟
+ام.... یکم بهترم
_میخوای ماساژت بدم؟
سری تکون دادی که اومد دراز کشید تو پشتت رو بهش کردی و هیون لباست رو بالا زد و شروع به ماساژ دادن کرد.
تو خوابت برده بود هیون متوجه شد و کیسه آب گرم رو روی شکمت گذاشت و خودشم دراز کشیده گفت
_فسقلی دوست دارم
خوب پایان اولین در خواستی
اگه میشه بعد از خوندن نظرتون رو بگید ممنون میشم♡
"وقتی پریودی و درد داری"
ساعت نزدیکای ۱۲نیم شب بود که دل درد شدیدی داخل دلت داشتی و به خودت می پیچیدی جلوی دهنت رو گرفته بودی که صدات بیرون نیاد چون هیونجین خواب بود و ازش خجالت میکشیدی پس سعی کردی ساکت باشی.
بعد از اینکه دردت کمتر شد رفتی دست شویی و کار های لازم از دست شویی بیرون اومدم دقیقا دم در درد گرفتت و افتادی بعد شروع کردی ب گریه کردن
ویو هیونجین°
خواب بود که یهویی ی صدای عجیبی اومد و صدای گریه اومد وقتی فهمیدم صدای ات بود باشتاب بلد شدم و اون رو دم درِ دستشویی داشت هق هق میکرد خیلی نگران شدم
[علامت ات+هیونجین_]
_ ات عزیزم چی شدِ؟(با صدای نگران)
+هق.....هیون من....هق خیلی درد دارم
_کجا..کجات درد میکنه؟( بانگرانی)
+هق...پریودم دلم ....درد میکنه...هق
هیون یکم از نگرانیش کم شد بلندت کرد رو تخت گذاشتت واز اتاق خارج شد و برات آب و کیسه آب گرم قرص رو اورد و .........)
_بیا عزیزم اینو بخور خوب میشی
+هق......ممنونم ....هق....هیونم
_ وظیفمه ازجوجم مراقبت کنم(دست کشید رو سرت)
_الان خوبی؟
+ام.... یکم بهترم
_میخوای ماساژت بدم؟
سری تکون دادی که اومد دراز کشید تو پشتت رو بهش کردی و هیون لباست رو بالا زد و شروع به ماساژ دادن کرد.
تو خوابت برده بود هیون متوجه شد و کیسه آب گرم رو روی شکمت گذاشت و خودشم دراز کشیده گفت
_فسقلی دوست دارم
خوب پایان اولین در خواستی
اگه میشه بعد از خوندن نظرتون رو بگید ممنون میشم♡
- ۲۲۶
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط