فردی چند گردو به بهلول داد و گفت
فردی چند گردو به بهلول داد و گفت
بشکن و بخور و برای من دعا کن
بهلول گردوها را شکست و خورد اما دعا نکرد
آن مرد گفت: گردوها را می خوری نوش. ولی من صدای دعای تو را نشنیدم
بهلول گفت: مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده
بشکن و بخور و برای من دعا کن
بهلول گردوها را شکست و خورد اما دعا نکرد
آن مرد گفت: گردوها را می خوری نوش. ولی من صدای دعای تو را نشنیدم
بهلول گفت: مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده
- ۲.۱k
- ۰۱ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط