از چرخش روزگار دگر سیر شدم

از چرخش روزگار دگر سیر شدم
از روز و شبم خسته و دلگیر شدم

مرگ هم نمیگیرد سراغی از من
به خیالش که جوانم
به خدا پیر شدم
*بخدا #پیر شدم
دیدگاه ها (۳)

گر که پا در جمع مردان می نهی مردانه باش!طاقت مردی نداری؛چون ...

دلــ‌م پر از زخمــــــــــهائیاستڪہ تنهــــــ‌‌‌‌ـا پس از مـ...

روزگار بــے مروتلحظـہ اے شادم نڪرددر قفس جاڹ دادمُصیاد آزادم...

هوا اینجا نفـس گیــرهصدام از بغـض میگیرههمه چی مثل من اینجاب...

#جوانی#غمگین #دکلمه #حرف_دل#متن #دلنوشته #دلنوشته_خاص#احساسی...

my love part 82

اسم رمان : رزق پارت سهویو زهرا با نور خورشید از خواب بیدار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط