کاش می شد همه ی دار و ندارت باشم

کاش می شد همه ی دار و ندارت باشم
مونسم باشی و هر لحظه کنارت باشم
کاش درگیر خیالاتِ خودم باشی و بس!
تاخودم با دل و جان یاوَر و یارت باشم
توفقط مایه ی آرامشِ من باشی ومن
تا ابد عاشقِ بی صبر و قرارت باشم
کاش در وصفِ دل آرایی و طنازیِ تو
من همان شاعرِ شیوایِ دیارت باشم
بی تلاشِ مِی و پیمانه شوَم واله و مست
سرخوش از باده ی چشمان خمارت باشم
به امیدِ تو فقط این همه را آمده ام
کاش می شد همه ی دار و ندارت باشم
دیدگاه ها (۱۱)

با تو شرابی گوشه ی میخانه می چسبدکُنجِ لبت یک بوسه ی جانانه...

چرخیدم و چرخیدم چون سوزنِ پرگارافسوس! نشد راهِ دلم بعدِ تو ...

هرچه كردم نشوم ازتو جدا، بدتر شداز دل ما نرود مهر و وفا، بد...

بر زانوی تنهایی ام دارم سرت رابا گریه می بینم غروب آخرت رامن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط