نفرمایید تاج سرمان..

نفرمایید تاج سرمان..
ما که باشیم جز ذره ای از وجود غبار خاک پای شما
سردار سپاه قلب ما.. سرلشکر وجود تن ما..ای که به طوبره کشیده پیکر من..بانوی ماه ما...سلطان بی چون و چرا من...ملکه هفت اقلیم جانمان.. شما که با لشکریان چشمانتان خیمه میزنید در برج و باروی قلبمان.. نکنید همچین..نسازید همچین..دل و جان و قلب و روح و تن مان فدای غبار دادمنتان..چشم های ما از توتیای غبار شما روشن میشود
عمرمان.هستیمان.. عشقمان..
بسیار وحشتناک.. و رعب نام و هولناک و دوستتان داریم...دردتان توی تمام رگ و پی تن مان.
دیدگاه ها (۲)

دقیقا من.هم..

بجای تو....

اینم صلواتی که نذر کرده بودم. واسه تو عمرموسط کار و شرجی بال...

آدم ها جدا از عطری که به خودشون می زنن، عطر دیگه ای هم دارن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط