همچو آیینه مشو محو جمال دگران

همچو آیینه مشو محو جمال دگران
از دل و دیده فروشوی خیال دگران
در جهان بال و پر خویش گشودن آموز
که پریدن نتوان با پر و بال دگران
دیدگاه ها (۱)

‍ الهی ...امروزمان آغازی باشد برایشکر بیکران از نعمتهای الهی...

عشق هاے آهنےزیر باران زنگ مےزنندعشق هاے کاغذےزیر باران خراب ...

یارب در خلق تکیه گاهم نکنی محتاج گدا و پادشاهم نکنی موی سی...

ز درد تشنه‌لبیها در این محیط سرابدلی گداخته‌ایم و رسیده‌ایم ...

میروی و نمیرود غم تو از دلحق بده جای گریه دیده خون بباردرسم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط