دخترک جلوی خانواده اش ایستاد, او عاشق پسر بود حتی با بی پ

دخترک جلوی خانواده اش ایستاد, او عاشق پسر بود حتی با بی پولیش
پدردختر از او خاسته بود بین پسر و ثروت پدر یکی رو انتخاب کند و دختر عاشقانه به ثروت پدر پشت کرد
اما اکنون داشت دلشکسته به خانه پدر برمیگشت, پسر اورا بدون ثروت پدر نمیخواست
دیدگاه ها (۱)

کفشهایم رانده!!! پا برهنه میروم!!!! تا در تنهایی خود با نگاه...

مرد باس هر یه ساعت یه بار داد بزنه بگه: خانوووووووووووم وقت ...

اب همیشه اتش را خاموش نمیکند..... برعکس, گاهی حتی یک قطره اب...

هستن پسرایی که ابروهاشون فابریک خودشونه همونایی که نه لکسوز ...

سناریو قهوه با بوی شکلات

🖤 پارت ۳۹ | «آخرین دیدار»چند ساعت بعد...لانا، کوک و تهیونگ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط