پارته سی و چهارم
پارته سی و چهارم
در اغوش زندان
و باهم به خواب رفتند
فلش بک به دوساعته بعد
ویو نویسنده
ته با صدای تلفن از خواب بیدار شد و به خاطره درده زیره شکمش نتونست پا بشه و کوک رو صدا زد
ته:کوکی.. کوکی
کوک:جانم خرس عسلیم چیه؟
ته:تلفن زنگ میخوره میشخ بری جواب بدی
کوک:باشه عزیزم
کوک پاشد و از اتاق رفت بیرون تلفن رو جواب داد و با صدای اشنای پسر به خودش اومد
جیمین که فکر میکرد فقط تهیونگ خونه اس جواب داد
کوک:الو
جیمین :سلام تهیونگی
کوک:تهیونگ دراز کشیده من اومدم جواب بدم
جیمین :شما؟
کوک:جونکوکم
جیمین :اونجا چیکار میکنی؟
کوک:اومدم خرس عسلیم رو ببینم
با این حرفش جیمین تعجب کرد
جیمین :خرس عسلیت؟
کوک :اوهوم
جیمین :خب باشه فقط زنگ زدم خواستم بگم که منو یونگی امشبو فردا شب خونه نمیایم خونه ی مامان یونگی دعوتیم
کوک:خوش بگذره
جیمین :ممنون مراقبه ته باش و سعی نکن اذیتش کنی
کوک:باشه سعیمو میکنم
جیمین :بدرود
کوک:بدرود
کوک تلفونو میزاره سره جاش و میره داخله اتاق و با پسره زیبایی که از درد دستاشو دوره کمرش پیچیده مواجه میشه
ته:ای دلم🥺
کوک سریع میره ته رو بغل میکنه و دلشو ماساژ میده
کوک:الان بهتری خوشگلم؟
ته:خیلی بدی من بخاطره تو دارم زجر میکشم اییی
کوک:دورت بگردم وقتی اونقدر شیرین و پرستیدنی میشی چجوری میتونم این کارو باهات نکنم
ته:برو گمشو بی ادب
کوک ته رو بغل میکنه و میره داخله اشپز خونه و ته رو میزاره رو اپن
و میره سمته کابینت درشو باز میکنه و شیشه ای که داخلش دمنوش هست رو برمیداره و دره کابینت رو میبنده
و میره دمنوشو تو ابه گرم حل میکنه و فوتش میکنه که زبونه عزیز ترین فرده زندگیش نسوزه و بعدش میره لیوانو میده به ته و ته جرع ای از لیوان رو سر میکشه و میگه
ته: اه حالم بهم خورد خیلی تلخه
کوک:دورت بگردم اگه میخوای خوب شی بخور
ته:نمیخوام بد مزست
کوک:خرس عسلیم لجبازی نکن و دمنوشو بخور
ته:نمیخوام(با لجبازی)
کوک :باشه پس خودت خواستی
کوک لیوانو از ته میگیره و یکم از دمنوشو میخوره ولی قورت نمیده لباشو میزاره روی لبای تهیونگ و واسه اینکه تهیونگ سرشو عقب نکشه پشته گردنه تهیونگ رو میگیره و دمنوشو به دهنه ته انتقال میده
درود نانایی ها 👶🏻
دورتون بگرم ببخشید که دیر شد واقعا وقت نشد
ولی قول میدم یا فردا یا پس فردا پارته بعد رو بزارم
امیدوارم خوشتون بیاد راستی یه اسپویل ریزی هم میخوام بدم
به پارته های قبل توجه کنید مخصوصاً به پارته 11 و 12
از من گفتن بود دوستون دارم بدرود
راستی نانایی ها ممنون بابت اینکه منو به 180 تایی رسوندید از صمیم قلب ازتون ممنونم و خیلی عاشقتونم امیدوارم از فیکم راضی باشید
در اغوش زندان
و باهم به خواب رفتند
فلش بک به دوساعته بعد
ویو نویسنده
ته با صدای تلفن از خواب بیدار شد و به خاطره درده زیره شکمش نتونست پا بشه و کوک رو صدا زد
ته:کوکی.. کوکی
کوک:جانم خرس عسلیم چیه؟
ته:تلفن زنگ میخوره میشخ بری جواب بدی
کوک:باشه عزیزم
کوک پاشد و از اتاق رفت بیرون تلفن رو جواب داد و با صدای اشنای پسر به خودش اومد
جیمین که فکر میکرد فقط تهیونگ خونه اس جواب داد
کوک:الو
جیمین :سلام تهیونگی
کوک:تهیونگ دراز کشیده من اومدم جواب بدم
جیمین :شما؟
کوک:جونکوکم
جیمین :اونجا چیکار میکنی؟
کوک:اومدم خرس عسلیم رو ببینم
با این حرفش جیمین تعجب کرد
جیمین :خرس عسلیت؟
کوک :اوهوم
جیمین :خب باشه فقط زنگ زدم خواستم بگم که منو یونگی امشبو فردا شب خونه نمیایم خونه ی مامان یونگی دعوتیم
کوک:خوش بگذره
جیمین :ممنون مراقبه ته باش و سعی نکن اذیتش کنی
کوک:باشه سعیمو میکنم
جیمین :بدرود
کوک:بدرود
کوک تلفونو میزاره سره جاش و میره داخله اتاق و با پسره زیبایی که از درد دستاشو دوره کمرش پیچیده مواجه میشه
ته:ای دلم🥺
کوک سریع میره ته رو بغل میکنه و دلشو ماساژ میده
کوک:الان بهتری خوشگلم؟
ته:خیلی بدی من بخاطره تو دارم زجر میکشم اییی
کوک:دورت بگردم وقتی اونقدر شیرین و پرستیدنی میشی چجوری میتونم این کارو باهات نکنم
ته:برو گمشو بی ادب
کوک ته رو بغل میکنه و میره داخله اشپز خونه و ته رو میزاره رو اپن
و میره سمته کابینت درشو باز میکنه و شیشه ای که داخلش دمنوش هست رو برمیداره و دره کابینت رو میبنده
و میره دمنوشو تو ابه گرم حل میکنه و فوتش میکنه که زبونه عزیز ترین فرده زندگیش نسوزه و بعدش میره لیوانو میده به ته و ته جرع ای از لیوان رو سر میکشه و میگه
ته: اه حالم بهم خورد خیلی تلخه
کوک:دورت بگردم اگه میخوای خوب شی بخور
ته:نمیخوام بد مزست
کوک:خرس عسلیم لجبازی نکن و دمنوشو بخور
ته:نمیخوام(با لجبازی)
کوک :باشه پس خودت خواستی
کوک لیوانو از ته میگیره و یکم از دمنوشو میخوره ولی قورت نمیده لباشو میزاره روی لبای تهیونگ و واسه اینکه تهیونگ سرشو عقب نکشه پشته گردنه تهیونگ رو میگیره و دمنوشو به دهنه ته انتقال میده
درود نانایی ها 👶🏻
دورتون بگرم ببخشید که دیر شد واقعا وقت نشد
ولی قول میدم یا فردا یا پس فردا پارته بعد رو بزارم
امیدوارم خوشتون بیاد راستی یه اسپویل ریزی هم میخوام بدم
به پارته های قبل توجه کنید مخصوصاً به پارته 11 و 12
از من گفتن بود دوستون دارم بدرود
راستی نانایی ها ممنون بابت اینکه منو به 180 تایی رسوندید از صمیم قلب ازتون ممنونم و خیلی عاشقتونم امیدوارم از فیکم راضی باشید
- ۵۴۵
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط