دیروز خانومم زنگ زد با عصبانیت

دیروز خانومم زنگ زد با عصبانیت

گفت خجالت نمیکشی مگه من چه بدی

در حقت کردم چی کم گذاشتم

ازون طفل معصوممون خجالت نکشیدی؟

بعد خندیدو گفت:
.
.
.
.
الکی مثلا بهم خیانت کردی
.
.
.
.
.
.
.
.کم مونده بود سکته کنم فک کردم

واقعا فهمیده..............
دیدگاه ها (۴)

بنویس نام مرابر کف دستت ای دوست....تا به هنگام دعایتنبری از ...

جهنم میکنم خوشبختی ام رازلیخا هم ندارد این نفس را....خوشا زن...

مورد داشتیم واسه دختره خاستگار اومده.....رفتن تو اتاق صحبت ک...

پسره قیافش دوریال ب اگزوز موتور گازی بدهکاره....اونوقت پست ک...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ۲۸یهو گوشیم زنگ خ...

مافیای خشن من پارت ۲ نوشته: sarii

ازدواج اجباری...p⁶(end)موهاش رو گذاشتم پشت گوشش و گفتم:"این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط