تو سهم منی سهم منی سهم دل من

تو سهم منی، سهم منی، سهم دل من
ای عطر تو آمیخته با آب و گل من
یک چای پر از تلخی و دلواپسی ام، تو:
دنیای پر از مهری و پرشور، هِلِ من
ای ماء معین، اشربه ی ناب بهشتی
یک بوسه بده شادی روح کسل من
جز اسمت اگر برد زبان، لال بمیرد
جز او به کجا می روی ای فکر ول من؟
باید که بسوزی و بسازی و بسوزی
تقدیر تو در سوز و گداز است دل من
دیدگاه ها (۱۵)

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟راستش زور منِ خسته به طو...

خنده‌هایم را دوامی نیست وقتی نیستیلحظه‌هایم را مرامی نیست وق...

در آینه تصویرت اگر تیره و تار استدر خویش نظر کن که پر از گرد...

نبودت را دو چشمم کرده قاب آهسته آهستهفتاده از رخ ماهت نقاب آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط