دلم مـیخـواهد گاهی ببارم

دلم مـیخـواهد گاهی ببارم
یکـ فنجان خاطره برای خودم دَم کنم
تکلیفم را با درد های کهنه ـَم روشن کنم
زمستـان سختی بود
میخواهم
به درخت پرتغال پناه ببرم
سال هاست داغِ یکـ لبخند
به دلم مانده است ...
میخواهم برای خودم دلتنگ شـوم ، اندکـی دلتنگ تَر از تو
میشود ، از شعر هایم بروی ... ؟
دیدگاه ها (۱)

بـرای صبح شدننه به خورشید نیاز استنه خنده های باد . . . چشم ...

حیف است خوابیدن ، وقتی زندگی ،بیرحمانه کوتاه استاگر در جهانی...

من در بین مردمحرف ها بسیار زده امفریادها کشیده امفقط سکوت بو...

.

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

من مدت‌هاست دیگر از چیزی شکایت نمی‌کنم .شاید چون برای شکایت ...

تو را دوست دارم...آن‌قدر که اگر عشق را از فرهنگ لغت حذف کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط