هر آدمی توی زندگیش

هر آدمی توی زندگیش ...

یک " تو " دارد ...

که گاه گداری توی ذهنش ...

با او حرف می زند ...

با او راه می رود ...

نفس می کشد ...

حتی دعوا می کند ...

گاهی هم یواشکی ...

قربان صدقه اش می رود ...

یک " تو " یی که برایش ...

از روزمرگی هایش تعریف می کند ...

از بالا و پایین شدن هایش ...

از آرزوهایش ...

از کرده و ناکرده هایش ...

از صبرکردن هایش ...

غصه خوردن هایش ...

از اینکه اگر بود چه هااا که نمی شد ...

چه کارهاکه برایش نمی کرد ...

که اگر بود چه خوب بود ...

چه خوب می شد زندگی ...

یک " تو " یی که آدم توی ذهنش

با او همه جا می رود ...

دستش را می گیرد ....

از خیابان ردش می کند حتی ...

همه آدم ها در زندگيشان يك "تو " دارند

نگو نه که این تو همانی ست ...

که برايش مي نويسی،

همانی ست که لحظه لحظه به او فكر می كنی،

با او قدم مي زنی ...

حرف می زنی ...

" تو"یی که مهربان نبوده ...

بی معرفت بوده ...

حتی ...

تو هایی که باید بودند و نیستند ...

تو هایی که کارشان فقط اشک درآوردن بوده ...

به توهای توی ذهنتان خیلی بها ندهید

که اگر می خواستند می ماندند ...

که اگر می خواستند می توانستند بمانند ...

" تو "هایی که رفته اند

و قرار نیست برگردند...""
دیدگاه ها (۲۴)

دوستی ،که همیشه ...موقع دست دادن خداحافظی ...آن لحظه ی ...قب...

یک روز می‌رسد ...که دیگر جایی نیست ...تا از خودت ...به آن فر...

امروز ...چرکنویس یکی از نامه های قدیمی راپیدا کردم ...کاغذش ...

من در نوستالیژی هایم ...با تو زندگی می کنم ...تو در فکر ایند...

رها🍂 پاییز آرام آرام آماده ی رفتن می شود..رنگ انار، عطر بارا...

چپتر ۱۲ _ سایه انتقامکوهستان ساکت است. نه باد می وزد، نه جیر...

صحچپتر ۱۱ _ دفتر خاطرات پنهانشب...آسایشگاه در سکوتی فرو رفته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط