نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت
کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت
درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت
خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت
رفت و از گریه ی طوفانی ام اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت
بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت
سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش
عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۰)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و ر...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

چند پارتی بازی ممنوع

......//برده ی زیبا//......

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

Part "68"☆ویو راوی☆عقربه‌های ساعت روی دیوار عمارت از نیمه‌شب...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۹

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ،پرده ی خلوت این غمکده...

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفتپرده‌ی خلوت این غمکده بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط