گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهان گرفتن آموخت

گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهان گرفتن آموخت
شب ها بر ِ گاهواری من بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه ی راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم الـفـاظ نهاد و گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لـب مـن بـر غـنچه ی گل شکفتن آموخت
دیدگاه ها (۱)

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺧﻮﺩﺗﯽ ﻭ ﺧﻮ...

دلم که گرفته باشد باصدای دستفروش دوره گرد هم گریه میکنم! چه...

هوا بارانی ست ولی شیشه ؛ چرا بخار نمیگیری ؟ نترس ؛ رفت … د...

سناریو باکودکو

دلتنگ یک رفیق پارت ؟🗿🗿🗿🗿🗿سونیک : شدو تو دیگه نمیجنگی !!!!! ش...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴³. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا چند ثانیه فقط...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۰" در آغوش رویای آبی ات "...

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩p10جونگکوک از زیر چشم نگاهی به آبنبات قرمز رنگ بی...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۵" در آغوش رویای آبی ات " ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

چندپارتی وقتی اجازه نمیده تتو بزنی....) پارت اول | خط قرمزته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط