قلبم شکسته شد ولی

قلبم شکسته شد ولی
چشمات فراموشم نشد
هرکاری من کردم ولی
عشقم هم اغوشم نشد

چشمام غرور چشمتو
اون لحظه ی اخر که دید
با این سکوت تلخ تو
از هر چی عشقه دل برید

عمری منو دادی فریب
بازیچه بودم من برات
حسی نداشتی تو به من
عمری که من موندم به پات

اون لحظه ی اخر که تو
گفتی نمیخوای عشقمو
گفتی که از پیشم برو
گفتی نمیخوای تو منو

باور نمی کردم ولی
شوخی نمیکردی باهام
من این رو فهمیدم که تو
دیگه نمی یای پا به پام

شاعر چشم های تو
دیدگاه ها (۲)

تو عمر منی پسر کوچولوی من.. شیشه ی عمر من میشه بانی کوچولوی ...

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³ویو لیلی ___تهونگ: «کی...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

part 4

سناریو جونگکوک

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۲رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط