ای که چون رخ می‌نمایی آفتاب آید برون

ای که چون رخ می‌نمایی آفتاب آید برون
آن قدر مستی چنان مستی که از چشمت شراب آید برون

زلفکانت خود حجابی بر نگاهت می‌کشد
وای از آن روزی که زلفت از حجاب آید برون

آنکه می‌گوید دوام عالم از بی‌بندوباری شد خراب
گیسوانت را رها کن خود خراب آید برون

آن که می‌گوید صبوری کن بهشت از آنِ ماست
هرکجا رخ می‌نمایی با شتاب آید برون

زاهد از اندوه رسوایی به رخ دارد نقاب
ورنه پیشِ دیگران خود بی‌نقاب آید برون

گوییا در خواب غفلت مانده‌اند اصحاب کهف
پس تو رخ بنما که این عالم ز خواب آید برون
دیدگاه ها (۱۷)

خدا، چیست؟کیست؟کجاست؟ خدا در دستیست که به یاری میگیری، درقلب...

ساعت کار می کندتا بدانی چیزی در جریان استاو میمیردتا بدانی«چ...

دستور شرع گفته حلال است یک نظـرمن بعد از آن نظر به تو پـلکی ...

یا صاحب الزّمان... امشب خبر ز عالم بالا رسیده استزیباترین ست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط