سوآ وقتی روی کاناپه نشست و گربه‌ی پشمالوی سفید رو در آغوش

سوآ وقتی روی کاناپه نشست و گربه‌ی پشمالوی سفید رو در آغوش گرفت، شوگا نگاهش کرد و لبخندی زد.
– پس اسمش کافی هست، ها؟

سوآ با هیجان سرش رو تکون داد:
– آره! کافی!

شوگا گربه رو کمی نوازش کرد و بعد با لحن نیمه‌جدی گفت:
– خب… حالا که کافی مال توئه، منم باید موقع امتحاناتت مراقبش باشم. نذارم اذیتت کنه یا چیزی بشه.

سوآ خندید و گفت:
– باشه، ولی تو هم باید مراقب خودم باشی!

کافی آرام سرش رو به دست شوگا تکیه داد و هر دو روی کاناپه لم دادن، در حالی که سوآ با خیال راحت گربه رو در آغوش گرفته بود.
لحظه‌ای پر از آرامش، بعد از همه‌ی هیاهوها و اتفاق‌های گذشته، توی خونه‌ی کوچک‌شون برقرار شد.
دیدگاه ها (۰)

چند سال گذشت…سوآ با تلاش زیاد مدرسه و دانشگاهش رو به پایان ر...

سوآ بعد از فارغ‌التحصیلی، آماده شد تا قدم در دنیای واقعی بزا...

سوآ با لبخندی شیطنت‌آمیز گربه‌ی خواب‌آلود رو به شوگا داد:– ن...

سوآ با لبخندی بزرگ و چشم‌های برق‌زده به نامجون و جین گفت:– خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط