سکوت پیست
سکوت پیست
Part:³⁵
درو باز کردم و رفتم داخل
خیلی مرتب و با سلیقه چیده شده بود و این زیبایی اتاق رو چند برابر میکرد...
صدای چک چک آب میومد
نگاهمو به جایی که صدا ازش میومد دوختم حموم بود
آروم آروم به سمت حموم قدم برداشتم دو قدم با حموم فاصله داشتم که یهو در باز شد و بدن نیمه لخت جونگکوک نمایان شد
نمیتونستم ازش چشم بردارم بدنش واقعا خیره کننده بود
یهو به خودم اومدم و جیغی کشیدم و سریع رومو ازش گرفتم و سرمو انداختم پایین
+ب. بخشید(لکنت)
_اینجا چکار میکنی؟(سرد و جدی)
+د. یدم نیستین او. اومدم دنبالتون
داشت میومد جلو میتونستم پاهاش رو بیینم
با هر قدمی که جلو میومد عقب میرفتم تا اینکه خوردم به میز بزرگی که انگار میز کارش بود
+م. میشه برید عقب(ترس و لکنت)
_نه
حرفی نداشتم و نمیدونستم چی بگم که چونمو با دستش گرفت و مجبورم کرد توی صورتش نگاه کنم
تمام تلاشم رو میکردم که به پایین یعنی بدنش نگاه نکنم
فقط ی حوله دور پایین تنش داشت
همینجور زل زده بود توی صورتم
داشتم از خجالت آب میشدم
_امروز خیلی به خودت رسیدی خوشگل کردی
+م. من همیشه همینجوریم
_(پوزخند شیطانی🦧😈)
خواستم سرم رو بندازم پایین و نگاهش نکنم اما چونمو محکم تر توی دستش گرفت و مجبور شدم صاف توی چشماش نگاه کنم
آب دهنمو صدا دار قورت دادم
_که منو مجبور میکنی واست صدای گربه در بیارم اره؟
با این حرفش خیلی جا خوردم
میخواست تلافی کنه
سریع خودم رو از زیر دستش کشیدم بیرون و خواستم درو باز کنم و برم بیرون
که یهو منو گرفت و چسبوندم به در...
Part:³⁵
درو باز کردم و رفتم داخل
خیلی مرتب و با سلیقه چیده شده بود و این زیبایی اتاق رو چند برابر میکرد...
صدای چک چک آب میومد
نگاهمو به جایی که صدا ازش میومد دوختم حموم بود
آروم آروم به سمت حموم قدم برداشتم دو قدم با حموم فاصله داشتم که یهو در باز شد و بدن نیمه لخت جونگکوک نمایان شد
نمیتونستم ازش چشم بردارم بدنش واقعا خیره کننده بود
یهو به خودم اومدم و جیغی کشیدم و سریع رومو ازش گرفتم و سرمو انداختم پایین
+ب. بخشید(لکنت)
_اینجا چکار میکنی؟(سرد و جدی)
+د. یدم نیستین او. اومدم دنبالتون
داشت میومد جلو میتونستم پاهاش رو بیینم
با هر قدمی که جلو میومد عقب میرفتم تا اینکه خوردم به میز بزرگی که انگار میز کارش بود
+م. میشه برید عقب(ترس و لکنت)
_نه
حرفی نداشتم و نمیدونستم چی بگم که چونمو با دستش گرفت و مجبورم کرد توی صورتش نگاه کنم
تمام تلاشم رو میکردم که به پایین یعنی بدنش نگاه نکنم
فقط ی حوله دور پایین تنش داشت
همینجور زل زده بود توی صورتم
داشتم از خجالت آب میشدم
_امروز خیلی به خودت رسیدی خوشگل کردی
+م. من همیشه همینجوریم
_(پوزخند شیطانی🦧😈)
خواستم سرم رو بندازم پایین و نگاهش نکنم اما چونمو محکم تر توی دستش گرفت و مجبور شدم صاف توی چشماش نگاه کنم
آب دهنمو صدا دار قورت دادم
_که منو مجبور میکنی واست صدای گربه در بیارم اره؟
با این حرفش خیلی جا خوردم
میخواست تلافی کنه
سریع خودم رو از زیر دستش کشیدم بیرون و خواستم درو باز کنم و برم بیرون
که یهو منو گرفت و چسبوندم به در...
- ۶۸۱
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط