یه روزخودم ودلم،عاشق یکی ودلش شدیم،ولی اون خودم ودلمو ازخ
یه روزخودم ودلم،عاشق یکی ودلش شدیم،ولی اون خودم ودلمو ازخودش ودلش روند.دیروزبایه دسته گل اومددیدنم
بایه نگاه مهربون،نگاهی که سالهاازم دریغش میکرد،
گریه کردوگفت:دلش برام تنگ شده،ولی من فقط نگاهش کردم،چون کاری نمیتونستم بکنم،
فقط وقتی رفت سنگ قبرم ازاشکاش خیس شده بود....
بایه نگاه مهربون،نگاهی که سالهاازم دریغش میکرد،
گریه کردوگفت:دلش برام تنگ شده،ولی من فقط نگاهش کردم،چون کاری نمیتونستم بکنم،
فقط وقتی رفت سنگ قبرم ازاشکاش خیس شده بود....
- ۳۸۱
- ۳۰ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط