بوسه دردناک )

بوسه دردناک )
پارت ۸۵


هیجو: میشناسم میتونم برات یک ساعت جورش کنم
الکس لبخند ای زد سپس سمتش چشم دوخت
الکس : ممنون
هیجو با لحن یک دوستی آروم گفت ...
هیجو: از دستم ناراحته نیستی ؟
الکس قهوه را روی نیمکت کنارش گذاشت سپس شانه های هیجو را به دست گرفت سپس به آغوش خود نزدیک اش نمود و با لحن دوستانه ای گفت
الکس. : اشکالی نداره من فراموش کردم تو هم فراموش کن
هیجو بلافاصله به آغوش اش گرفت و با لبخند گفت
هیجو : باشه ..
الکس بعد از مکالمه کوتاه باهاش به آپارتمان برگشت هوا کمی تاریک شده بود به محضه ورودش با دخترکش مواجه شد تند سمتش آمد و به آغوشش گرفت الکس بلافاصله از روی زمین بلند شد و پاها و دست های کوچیک دخترکش دورش حلقه شد تند و با عشق گونش را بوسید
الکس : اوخخخخ من خیلی دلتنگ این دخترم شدم
ته مین : منم همین طور .. تیونگ نیست ؟
الکس نفس کشید کافی بود اسمش را به گوش بخورد سمته مبل ها هجوم برد و بلافاصله نشست
الکس ؛ من نمی‌دونم که کجاست ولی میاد ..
ته مین با کیوتی گفت
ته مین : مامانی میشه انیمشین نگاه کنم
الکس نرم لبخند زد و بوسه ای روی پیشانی اش گذاشت
الکس ؛ باشه ولی یه انیمیشن خیلی قشنگ برات دارم باور کن دخترم
ته مین لبخند زد سپس این بار اون بود که لپ مادری را بوسید ...
ته مین : واقعا با تیونگ نگاه کنیم ؟
الکس باز هم اسمش را نادیده گرفت و لبخندش محو شد ولی ثانیه ای نگذشت که تند گفت ...
الکس ؛ ببخشید دخترک این مدت برات وقت نگذاشتم ولی دیگه مثل سابق میشه باشه اول بریم شام درست کنیم بعدشم دسر و بعد میخوریم بعدشم انیمشین نگاه کنیم باشه
ته مین تند کف زد و از آغوش مادرش پایین شد و با داد و انرژی ذوق گفت
ته مین : اخجونننن برم لباس عوض کنم
تند سمت اتاقش رفت ولی الکس با اخم گفت .. : آروم برو ندو دخترم .. ندو
کلافه بلند شد و پالتو کیفش‌را به دست گرفت سپس عینک هایش را از روی میز برداشت صدا در به گوشش خورد حدس زد که تهیونگ باشه
بدون هیچگونه توجه ای به سمته پله ها قدم برداشت به یاد آورد که گوشی را روی میز جا گذاشته بود برگشت و با خوردن سرش به چیز سفتی ایستاد و تند دست به پیشانی اش کشید اخم کرد و تند گفت
الکس ؛ چرت جلو راه وایستادی
دیدگاه ها (۳)

( بوسه دردناک )پارت ۸۶ پست بعدی اسلاید لباس الکس تهیونگ: من ...

شرط پارت بعدی .... ۶۹ کامنت

( بوسه دردناک )پارت ۸۴ شین هه : هیجو مراقب حرف زدنت باش .. م...

( بوسه دردناک )پارت ۸۳هوسوک: الکس .. ! چیزی شده الکس تند سمت...

Broken Wings پارت 1

فیک : بین راندها

نامجون دستش را روی پیشانی‌اش گذاشت و با خنده‌ای آمیخته به حس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط