گل خونی
گل خونی
پارت 11
لباس جونگکوک رو در و هم لباس خودشو امد پایین و رسید به اونجای اساس که جونگکوک عصبی شود تهیونگ رو حل داد و لباسا شو ورداشت و از اتاق رفت بیرون و تهیونگ رفت دنبالش و جونگکوک رفت تو اتاق و در رو قفل کرد ولی نمیدونست که تهیونگ کلید داره و تهیونگ کلید رو ورداشت و رفت در اتاق رو باز کرد و رفت داخلش دید جونگکوک نیست
+ جونگکوک کجایی
+ جونگکوک من دوست دارم چرا از دستم فرار میکنی ( در حال گریه )
(جونگکوک توی کومده)
جونگکوک از کومد امد بیرون
- چرا بهم نگفتی چرا
+ چون فکر میکردم اگر بهت بگم ازم فاصله میگیری و از من بدت میاد
- منم دوست دارم
وهمو بوسیدن و تهیونگ جونگکوک رو انداخت روی تخت و داشت ادامه میداد که رفت پایین و هی جونگکوک میگفت بس کن ولی بس نمیکرد
- تهیونگ بس کن
+ تهیونگ به من میگی تهیونگ خودت خواستی ( تندش کرد )
- باشه باشه بیب ولم کن خیلی درد داره
تهیونگ .........
پارت 11
لباس جونگکوک رو در و هم لباس خودشو امد پایین و رسید به اونجای اساس که جونگکوک عصبی شود تهیونگ رو حل داد و لباسا شو ورداشت و از اتاق رفت بیرون و تهیونگ رفت دنبالش و جونگکوک رفت تو اتاق و در رو قفل کرد ولی نمیدونست که تهیونگ کلید داره و تهیونگ کلید رو ورداشت و رفت در اتاق رو باز کرد و رفت داخلش دید جونگکوک نیست
+ جونگکوک کجایی
+ جونگکوک من دوست دارم چرا از دستم فرار میکنی ( در حال گریه )
(جونگکوک توی کومده)
جونگکوک از کومد امد بیرون
- چرا بهم نگفتی چرا
+ چون فکر میکردم اگر بهت بگم ازم فاصله میگیری و از من بدت میاد
- منم دوست دارم
وهمو بوسیدن و تهیونگ جونگکوک رو انداخت روی تخت و داشت ادامه میداد که رفت پایین و هی جونگکوک میگفت بس کن ولی بس نمیکرد
- تهیونگ بس کن
+ تهیونگ به من میگی تهیونگ خودت خواستی ( تندش کرد )
- باشه باشه بیب ولم کن خیلی درد داره
تهیونگ .........
- ۸۸۸
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط