بگذار ، از یک بغض و یک تکـــرار بنویسم

بگذار ، از یک بغض و یک تکـــرار بنویسم
از اشک ... روی دسته ی گیتار بنویسم

دلتنگی ام امروز ، یک سالش شده بگذار
از روزها و ... حسرت دیـــدار بنویسم

بگذار حالا که نفس گرم است ، بنشینم
از آاااااااه های خسته و کشدار بنویسم

بی پرده بنویسم پریشانم ، دلم تنگ است
حتی اگر آن را همین یکبار ، ... بنویسم

کاغذ نباید تر شود ! ... خوب است دردم را
بر شانه های خســته ی دیــوار بنویسم
دیدگاه ها (۱)

نفسم تنگِ تو و تو نفست تنگ کسی کاش می شد که ‌در این غصّه به ...

گرگی را دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد ....میگفت به سگی تکه...

عاشق که باشی اشک معنایی دگر داردحتما خدا هم از دل عاشق خبر د...

با غمـــ ها می سازمــــ…باکنایه ها می سوزمــــــــــ…به آدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط